جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
240
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
آوردهام ، بهخاطر طلبكردن مال و ثروت و مهترىيافتن در بين شما و يا سلطنت و پادشاهى بر شما نيست . خداوند مرا پيامبر شما قرار داده و كتابى بر من نازل كرده و مرا فرمان داده كه بر شما بشارت و بيم دهم و من پيغام پروردگارم را به شما رسانيدم ، اگر بپذيريد در دنيا و آخرت بهرهمنديد و اگر آن را نپذيريد ، براى فرمان خدا شكيبا باشم تا خداوند ميان من و شما داورى كند . » اما علىبن ابيطالب ؟ كار او با فرزند ابوسفيان ، پسر هند جگرخوار و ابنالحكم و كسانى كه پست و مقام را خريدوفروش مىكردند و افسران و سربازانى كه كوركورانه پى سود ديگران كشيده مىشدند و آنهايى كه عقيده و روش خود را مىفروختند ، به كجا كشيد ؟ او نيز در گوش آنان بانگى برآورد و صيحهاى زد كه اركان آنها را به لرزه درآورد ، بنيادشان را ويران ساخت ، سقفهايشان را درهم كوبيد و ديوارشان را از هم پاشيد . و اين بر دلهاى بينوايان و ستمديدگان و شكنجهديدگان ، آرامش و صلح و نعمت شايان بود : « زيردستان شما ، بزرگانند و بزرگان و زبردستانتان زيردست ! ، بهخدا سوگند تا ستارگان روانند ، فرمانى به ستم نخواهم كرد . به خداوند سوگند ، داد ستمديده را از ستمگر مىگيرم و بينى ستمكار را مهار مىكنم تا او را به سرچشمه حق وارد كنم ، گرچه او را خوش نيايد ! بهخدا سوگند ، من پيش از آنكه بر حق گواهى بدهم خود آن را باور دارم . بهخداوند سوگند ! هيچ باك ندارم كه من بهسوى مرگ بروم يا مرگ بهسوى من بيايد » ! « 1 »
--> ( 1 ) اين كلمات در موارد متعددى از نهجالبلاغه آمده است